فاصله بين دست من و تو ....

از قاب پنجره به سرخی آسمان می نگرم <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

آسمان نیز در سوگ رفتن تو پيراهن سیاه به تن کرده

کجاست آن آغوشی که مرهم غصه هایم بود

کجاست آن نگاه گمشده در قاب عکس

کجا رفت آن دستانی که میخواست اشکهانم را از گونه هایم پاک کند

شاید سرابی بیش نبود

دل به سایه بستم؟؟؟

کجا رفت آن همه مهربانی که باران امیدش را داده بود

کجاست

شاید یک قصه بود

فاصله بین دست من و تو

 دیوار فاصله  ..

فاصله یه حرف تازست

 

the spring of the love

 

کاش دیوار فاصله کوتاه بود و میشد آنسوی دیوار را دید

کاش میشد دزدکی در باغ آن سوی دیوار قدم زد

کاش میشد بوی بهار نارنج را برای همیشه در خاطره ها زنده نگه داشت

کاش میشد فاصله را برای همیشه از ذهن پاک کرد

کاش قصه فاصله دستان من و تو تمام شود

i am waitting for you!!

 

 

 

 

 

/ 9 نظر / 9 بازدید
صنم?؟

تنهايی شايد يه راه تا بی انتهای نا شناخته ها... تنهايی راهيه واسه اينکه خودمونو بهتر بشناسيم با اين که ميگن و منم ميگم..ولی شايد سهم من از زندگی تنهاييه ..

صنم?؟

ممکنه کلاغه قصه ی ما به خونش برسه !!چون ميخواد بره قصه ی منو واسه بچه هاش تعريف کنه!!

شاید

اول شدم. اما يه چيزی... من شعر خوندن بلد نيستم. راستی فونتت بد نيستا ولی از يکی ديگه استفاده کنی بهتره...

غریبه ای بیش نیستم ....

سلام رفيق و دوم بودنم بد نيست ... قصه فاصله دستای ما هميشه همين جوری ميمونه مگر روزی که کلاغه به خونه اش برسه ... اما يادت باشه کلاغ قصه ما هيچ وقت به خونش نمی رسه ...

ویشنو

يه بار اومدم اولين باشم اونم نشد . صنم جون اميدوارم تو سال جديد به آرزوهات برسی... عکسای جالبی گذاشته بودی.

مهدی

من به پایان دگر نیاندیشم / که همین دوست داشتن زیباست

shahrouz

تو بايد همون عسل باشی نه؟؟؟؟؟؟؟؟

shahrouz

سلام......حالت خوبه؟؟چرا اخرينuP DaTe?........بين منو تو فاصله غوغا ميکنه.....ياد حرفای قشنگت منو رها نميکنه......تو منو گذاشتی رفتی......توی روزگار وحشی........توی کوچه های غربت....دنبالم حتی نگشتی.............!