مي نويسم به يادت ....

می نویسم به یاد آنانکه رفتند بی آنکه قطره اشکی بریزند ودلیل رفتن را بگویند

مینویسم برای او که تمام جان و تن فدای اوست؛

به یاد سالهایی که مهربانانه در کنارم بود ولی ...

ولی قدر لحظه های با او بودن را ندانستم ؛

با یک دنیا افسوس به غباری از گذشته دل می سپارم ...

وهمیشه خیلی زود دیر میشود...

اما اکنون با تو هستم ؛ به تو که تمام لحظه های امروزم باتوست

گریه هایمان خنده هایمان ....

هر روز به امید دیدن زیباترین ها به دیدار خورشید میروم ...

باشد که نگاه آبی آسمان سایبان همیشگی دل باشد.

                     تنهاترين ....

/ 3 نظر / 9 بازدید
arash ajam

salam سلام وبلاگ جالبی داری اگه می شه یک سر به وبسایت من بزن نظر یادت نره منون می شم بای

سلام به اونيکه دليله بودنه!!!!!! نميدونم چرا هميشه اينجوريه!يا بهتر بگم چرا اينجوری میشه ؟؟ برای یه روز خاص؛یه لحظه فراموش نشدنی؛حالا چه خوب!!! چه بد!!!! این لحظه میتونه روز دور شدن از عزیزترین کست باشه!! همیشه با خودت در مورد یه همچین لحظهایی فکرکردی؛به رفتار طرف مقابلت فکر کردی!! چه میدونم به خیلی چیزای دیگه............ ولی توی اون روز خاص همه چیز عوض میشه! یه اتفاقای دیگه میافته.................!!!! مثلا دوستت برا تولدت دعوت میشه او همه چی یه جور دیگه اتفاق میافته!!!!!!!!!!!!!!!

محمد

سلام زيبا و خوش تيپ اگه در مورد شرايط موفقيت راههای واقعی می خوای يه سری به ما بزن. http://www.mohammad_669_bmw.persianblog.ir/