دست نامرئی تو

وباز هم دستان نامرئی تو دستم را گرفت ،

تنها پناه همیشگی من !

همیشه در انتظارم می گذاری !

گاه بودنت در بودنم کم رنگتر ،

ولی میدانم هستی و نظاره گر من !

/ 10 نظر / 8 بازدید
معصومه

همیشه بوده اما گاهی انتظار خیلی سخت میشود, و چه تلخ است قصه ی انتظار...

یاشار

[گل] زیبا بود. ممنون از کامنتت. اضافی ها را پاک کردم [چشمک]

هاني آزاد

salam azizam omidvaram hich vaght tanha nabashi ma hamishe o hame ja 1 nafaro darim onam khodaye bozorge pisham bia

siamat

خسته نباشيد من ادمي هستم كه دوست دارم عشق رو به صورت واقعي ببينم نه خيالي سعي كن فاصله خودت رو به معبودت انقدر نزديك كني كه لمس ش كني نه از دو ر حس ش كني

آشنايي با يك معلول قطع نخاع

سلام دوست عزيز و بسيار گرامي . ممنون از لطف بي كرانتان . هميشه يه جايي يه كسي هست اين هم آپلويي بود كه من هوا كردم لذت بردن از اونچه كه داريد را فراموش نكنيد بخصوص تندرستي كه بزرگترين ثروت‌هاست به همه با صداي بلند سلام كنيد

یاسر

سلام عزیز از اینکه به من سر زدی ممنون نظر لطف شماست احساس شما قابل ستایش است یعنی بودن به خدایت بنگر[گل]

مهدی موسوی

سلام دوست گرامی فکر میکنم نیاز به ورود یافتن به حوزه ی شعر دارید یعنی سازو کار های شعری را باید پیدا کنید ، این هایی که من میبینم عموماً متنهایی هستند که قابلیت شعر شدن را دارند اما فعلاً شعر نیستند . شاملوی بزرگ میگفت داستان راه رفتن است ، شعر رقصیدن و متن ادبی راه رفتن شبیه به رقصیدن . در اینجا شما آن سمت و سو را از زبان ارائه داد که شبیه به شعر است . ولی فکر میکنم با حس موجود در آثارتنان بتوانید موفقیت لازم را کسب کنید

azamusic

اول اینکه سلام دوم اینکه همیشه هستی. کاش می توانستم همیشه این را بدانم.

azamusic

اول اینکه سلام دوم اینکه همیشه هستی. کاش می توانستم همیشه این را بدانم.