با کوله بار تنهايی - ::.تنهایی شاید یه راه...راهیه تا بی نهایت .::


::.تنهایی شاید یه راه...راهیه تا بی نهایت .::

دل نوشته ها

در کوچه های تنهایی  ، با کوله باری از غم ، خسته و دلگیر

 

عاشق وتنها ، پی سرگردانی زمانه ام

 

غم این چند صباح عمر قلبم را میفشرد .

 

سوار بر مرکب غصه هایم

 

تا انتهای شب و سکوت میروم

 

خسته از نگاه های سنگین زمانه

 

به گوشه ای رهسپار میشوم

 

میروم به سرزمینی که بارانش بوی عشق  بدهد، نه بوی نامردی

 

تا شايد عشقم را آنجا ببينم..

نوشته شده در ۱۳۸۳/٩/۱٢ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ توسط فریاد بی صدا نظرات () |

Design By : Mihantheme