آخرين قسمت سفرنامه ی صنم جون - ::.تنهایی شاید یه راه...راهیه تا بی نهایت .::


::.تنهایی شاید یه راه...راهیه تا بی نهایت .::

دل نوشته ها

ادامه ی سفرنامه:

 

دوستان ببخشید که دارم پنیر پیتزای این سفر نامه رو زیاد میکنم

 

میخوام دیگه بندمش و خلاصه میگم و دیگه از جزئیات میگذرم

 

خدمت خاله ترانه جونم که پرسیده بودن در باره ی روز اختتامیه

 

: حالا بگم ازچهارشنبه 28 مرداد :

 

صیح اون روز خواب موندیم بعد صبحونه وقتی فهمیدیم که

 

جا موندیم سه سوت خودمونو بهشون رسوندیم که کاش نمیرسوندیم

 

کلی وقتمون تلف شد .

 

بعدش رفتیم بند و از اونجا چی چست. پروانه جون و ترانه جون

 

که بلیط هواپیما گیر نیاورده بودن مجبور شدن با اتوبوس برگردن

 

 تهران که بسلامتی هم رسیدن ( شب بعدش من و پروانه جونم

 

 چتیدیم !!)

 

خلاصه شب مراسم اختتامیه بود من با بچه های دانشگامون بودم

 

و از پروانه و سمیه خبر نداشتم و اما مراسم :

 

خیلی شلوغ بود و کلی جماعت رو ریخته بودن اونجا اول مراسم

 

اهداجوائز بود که دو تا پروانه ها هم جایزه گرفتن

 

که سمیه ناقلا جایزه ی پروانه جونم رو گرفت .

 

خلاصه بازم مراسم رقص بر پا بودو کلی حال کردیم .اتفاقا" اینم قابل

 

توجه پروانه جونم و ترانه جونمکه دکتر تفضل هم اونجا یه خودی

 

نشون دادن و رقص سماعی کردن و ناگفته نماند که اکثرا" چون

 

نمیدونستن دکتره کلی بهش خندیدن (با موسیقی سنتی اردبیل)

 

و بعدشم متولی اومد و دست دکتر تفضل رو ماچ کرد.

 

(خاله ترانه باقیشم درگوشی بهت میگم چون خوبیت نداره

 

اینجا پشت سر دکتر تفضل حرف بزنم )

 

ولی ایول لرا دست بردار نبودن .اهوزی ها هم با اون گردناشون

 

وای که دل مارو بردن J

 

شبم دیروقت خوابیدم و باروبچز بودم .

 

صبحم که بعد بیدار شدن و اماده شدن دبرو که رفتیم .:))))))

 

و به این ترتیب سفرنامه ی جشنواره ی ایران ما بسته شد.

 

راستی اگه خواستید یه سر به سایت جشنواره بزنید:::

 

www.iranema-etf.com

 

سعی میکنم بازم بیام من رو با کامنت هاتون خوشحال کنید.

 

راستی اگه خواستید اغم بذارید این ID جدیده منه:

 

Sanam_usa2005@yahoo.com

 

نوشته شده در ۱۳۸۳/٦/۱۳ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ توسط فریاد بی صدا نظرات () |

Design By : Mihantheme