::.تنهایی شاید یه راه...راهیه تا بی نهایت .::


::.تنهایی شاید یه راه...راهیه تا بی نهایت .::

دل نوشته ها

::.. با بالهايی شکسته در اسمان دلتنگی  در جزيره تنهای ام

ديگر نای رفتنم نيست ، از همه بريده ام

ماه دست نوازش بر سرم می کشد

ميداند تنهايی من  چقدر بزرگ است

گر چه دوستان زيادی دارم ولی تنها هستم  ، تنهای تنها ....

رسم روزگار اينست شايد يک امتحان است

ديگر طاقت ندارم صدايی از دور می آيد

سواری که نميدانم کيست از دور دستها صدايم ميکند

ميخواهد دستم را بگيرد

ولی من همچنان در ترديدم.........

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۳/٢/۸ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ توسط فریاد بی صدا نظرات () |

Design By : Mihantheme